وقتی خوب کاوش می کنیم می بینیم آنها به جای آنکه به دنبال انتخاب اصلح باشند به دنبال کشف نظر رهبری هستند و این عمل خود را نتیجه ولایت پذیری خویش می دانند. این در حالی است که رهبر گرانقدر انقلاب اسلامی صریحا اعلام نمودند که "حمایت های من از دولت ناظر به انتخابات نیست و همه افرادی که خود را اصلح می دانند وارد این عرصه شوند."
این روش باعث انفعال، عدم تحرک و سکون و مرده وشی در اردوگاه اصولگرایان و پدید آمدن تعداد زیادی آراء سرگردان شده است و می تواند موجب کاهش مشارکت مردم نیز بشود.
اساساً طبیعت انتخابات این است که هر کس شخصاً به اصلح برسد و برای او تبلیغ کند و به فرض محال که نظر رهبری را هم بداند، هیچ الزامی به متابعت از آن نیست مگر اینکه از زاویه عشق به مساله نگاه کنیم و اینکه عاشق نمی تواند بر خلاف نظر معشوق عمل کند و آنجا که عشق به میان آمد عقل کاره ای نیست.
اما پاسخ همان است که هیچ کس نظر رهبری را نمی داند و این توجیهات همه ناشی از عافیت طلبی و عدم جسارت و عدم ریسک پذیری است.
کاری نکنیم که اصل مترقی ولایت فقیه که نقطه قوت اصولگرایان است با برداشت غلط از آن تبدیل به نقطه ضعف این جریان سیاسی گردد.
|
| ||||
|
دبیر کل جبهه خدمتگزاران با بیان اینکه اصولگرایان گرفتار بن بست تصمیم گیری شده اند، گفت: « اگر آقای قالیباف در آخرین روزهای سال 87 اعلام کاندیداتوری میکرد می توانست جلوی بن بست تصمیم گیری اصولگرایان را بگیرد و با توجه با رایزنی های که در تعطیلات نوروز انجام می شود، می توانست روی تصمیم گیری ها و در نهایت نتیجه انتخابات تاثیر بگذارد.» |
![]() |
به گزارش خبرنگار سما ، دکتر محمد باقر قالیباف شهردار تهران در حاشیه برگزاری این نشست در گفت و گو با خبرنگار سما با اشاره به مباحث مطرح شده گفت : موضوعات مهمی مانند نقش شهرداری ها و کلان شهرها در تنظیم برنامه پنجم ، اصلاح الگوی مصرف ، همکاری هایی که باید میان مجموعه کلان شهرها به ویژه با توجه به مشکلاتی که در زمینه رکود اقتصادی پیش رو داریم ایجاد شود، از جمله مباحث مطرح شده در این جلسه بود .
وی افزود : هدفمند کردن یارانه ها و تاثیراتی که بر درآمدها و هزینه های شهرداری می گذارد و موضوع قانون استخدام کشوری که شامل شهرداری ها نمی شود نیز از دیگر مباحثی بود که قرار شد تا با همکاری دولت و مجلس حل شود ، ضمن آن که در مورد موسسه مالی و اعتباری شهر و تبدیل آن به بانک نیزموضوعاتی مطرح و توافقاتی صورت گرفت .
سخنگوی طرح تحول اقتصادی : معتقدیم دولت باید از حمل و نقل عمومی حمایت کند
همچنین دکتر فرزین ، سخنگوی طرح تحول اقتصادی دولت نیز در این نشست با اشاره به موضوعات مطرح شده توسط شهرداری در زمینه هدفمنند کردن یارانه ها گفت : ما نیز معتقدیم که باید حمل و نقل عمومی توسط دولت حمایت شود و اساس ما نیز هدفمند کردن یارانه هاست نه حذف آن و معتقدیم که روش کنونی پرداخت یارانه ها غلط است و باید اصلاح شود .
وی افزود : قرار شده بود که شهرداری ها گزارشی از آثار هدفمند کردن یارانه ها را بر درآمدها و هزینه ها بررسی و تهیه کنند و به ما ارائه کنند . که در پاسخ وی گفته شد که این گزارش آماده و به مجلس ارائه شده است .
فرزین افزود : در تهیه این لایحه نگاه سیاسی نبوده است و با مطالعات کارشناسی تهیه شده است .

همچنین در این نشست دکتر واعظ مهدوی و مهندس مناف هاشمی نیز گزارشی از تاثیرات این لایحه بر خدمات مختلف شهرداری ارائه کردند .
معاون هماهنگی و برنامه ریزی شهرداری تهران با بیان این که اجرای این لایحه دارای بار مالی برای مدیریت شهری است که باید به آن توجه شود ، گفت : این لایحه اثرات مستقیم و غیر مستقیمی بر خدمات شهرداری دارد که افزایش هزینه های حمل و نقل شهرداری ، اداری ، اجرایی ، سوخت و غیره از آثار مستقیم آن و کاهش قدرت اعتبارات عمرانی شهرداری به دلیل افزایش قیمت مصالح ، سیمان ، فولاد و غیره از آثارغیر مستقیم آن است .
مقیمی : هر تغییری بر درآمد و هزینه های شهرداری ها تاثیرگذار است
در ادامه این نشست ، دکتر مقیمی رئیس کمیسیون فراکسیون مدیریت شهری نیز با اشاره به این که شهرداری تنها سازمانی است که از بودجه دولتی استفاده نمی کند ، گفت : شهرداری بر اساس درآمد خودش اداره می شود و خود گردان است و قطعا هر جا که کسری برای شهرداری ایجاد شود ، ارائه خدماتش نیز کم می شود .
وی افزود : شهرداری از سایر سازمان ها جداست و هر جا که تغییری اتفاق بیفتد بر درآمد و هزینه های شهرداری تاثیرات زیادی خواهد داشت .
مقیمی تصریح کرد : هر تصمیمی که گرفته می شود ، باید به این نکته توجه داشت که شهرداری از منابع خودش اداره می شود و اگر جایی به هزینه های شهرداری اضافه و از درآمدش کم شود ، باید جایگزینی برای آن دیده شود.
آقایی ، رئیس کمیسیون عمران مجلس نیز در حاشیه این نشست به خبرنگار سما گفت : این نشست در جهت پیشبرد کارهای اجرایی و عمرانی می تواند بسیار موثر باشد و مسائلی نیز که مطرح می شود در جهت حل مشکلات متقابل است و قطعا مجلس نیز کمک می کند .
وی در مورد موضوعات مطرح شده در این نشست اظهار کرد : اعتبارات مترو ، اعتبارات سالانه قطارهای شهری ، هدفمند کردن یارانه ها و خسارت هایی که به شهرداری ها وارد می شود ، پیشنهادهایی که شهرداری ها می توانند قبل از تصویب بودجه بدهند و بعضی مسائل دیگر از جمله موضوعات مطرح شده در این نشست بود .
آقایی ابراز امیدواری کرد تا با گزارشی که قرار شده تا هر سه ماه درزمینه های مختلف به کمیسیون عمران ارائه شود ، تعاملات بیشتر و کارها با کارشناسی بیشتر انجام شود .
در این نشست همچنین دکتر پورزرندی ، معاون مالی و اداری شهرداری نیز گزارشی از نحوه تاسیس موسسه مالی اعتباری شهر و اقدامات انجام شده درزمینه تبدیل آن به بانک ارائه کرد و گفت : تا پایان اردیبهشت همه کلان شهرها باید سه شعبه در بهترین نقطه شهر را به این موسسه اختصاص دهند و این تعداد تا پایان سال به 10 شعبه برسد.
میرحسین موسوی پس از دیدار امروز با خاتمی، در ادامه رایزنی های انتخاباتی خود فردا به دیدار قالیباف، شهردار تهران می رود.
به گزارش خبرنگار سلام، مهندس موسوی نخست وزیر دوران دفاع مقدس، به منظور عیادت از شهردار تهران که اخیرا به دلیل بیماری جزئی بستری بود به منزل وی می رود.
بر اساس این گزارش علاوه بر دیدار دوستانه، محور مسائل مطروحه در این دیدار بیشتر انتخاباتی خواهد بود.
گفتنی است که محمدباقر قالیباف پس از خاتمی به عنوان دومین کاندیدایی که قدرت رای آوری داشت اما به دلیل برخی مصالح از کاندیداتوری د ر انتخابات کنار کشید و ناظران سیاسی نیز معتقدند که قالیباف که پیش از این گفته بود اگر میرحسین یا خاتمی به میدان بیایند مقابل آنها نخواهد ایستاد به وعده خود عمل کرده و به نفع مهندس موسوی کناره گیری نموده است.
«فردا»؛ گروه تحلیل اخبار: از زمان گرم شدن تنور انتخابات ریاست جمهوری دهم تقریبا تمام گروههای سیاسی و چهره های شاخص بر ضرورت رعایت اخلاق سیاسی تاکید می کنند . اما متاسفانه نگاهی گذرا به تیتر روزنامه ها و سایت ها ، تعداد زیاد اخبار کذب منتشرشده در گستره وسیع و واظهارات وعملکرد گروهها و اشخاص نشان می دهد که توصیه به رعایت اخلاق انتخاباتی نیز درحد یک شعار باقي مانده است.![]() |
![]() |
![]() |
در ادامه این بیانیه می خوانیم : فقر و تورم و بیکاری سه ضلع مثلث تهدیدات کشور را تشکیل می دهد که دولت های گذشته نیز به نوبه خود و در حد وسع به مرتفع نمودن این معضلات همت گماشتند اما حجم معضلات کشوری که حاصل 2500 سال ظلم مستمر و مداوم بوده به حدی است که با مدیران و مدیریت های عادی و سنتی نمی توان در حد رضایتمندی مردمی حرکت نموده و به همین علت دلایل و چرایی های لزوم ورود جنابعالی به عرصه انتخابات دهم ریاست جمهوری را به طور مختصر اعلام می داریم.
دلایل مذکور در این بیانیه به شرح زیر اعلام شده است:
1- لزوم هماهنگی و همگرایی با تدابیر و سیاست های مقام معظم رهبری به عنوان راس نظام اسلامی از پارامترهای مورد نیاز جایگاه ریاست جمهوری است که به جرات می توان ادعا نمود از نادر شخصیت های مورد تایید معظم له می باشید که این خصوصیت سبب می گردد خدمات مورد نیاز کشور و مردم را به بهترین وجه تامین نمایید.
2- لزوم فراجناحی بودن رئیس جمهوری از اسباب اولیه این مسئولیت به شمار می رود و او بایست بتواند کلیه نیروها و گروه های خدمتگزار و شایسته را بدون توجه به آرم و عنوان سیاسی و نژادی به کار گیرد.
3- دارا بودن سوابق کلان و موفق از عوامل مهم دیگری است که جنابعالی توانسته اید مجموعه های بزرگ و مشکل دار را به خوبی اداره نمایید.
4- شانیت و منزلت جایگاه ریاست جمهوری عنصری شایسته و متناسب آن شان را می طلبد که از این جهت جنابعالی را شایسته این مسئولیت می دانیم.
5- اقبال عمومی و گرایش لایه های مختلف مردمی از ابزار اجتناب ناپذیر لزوم کاندیداتوری به شمار می رود که به لطف پروردگار و نظر لطف ائمه هدی (ع) و بر اساس تحقیقات کارشناسی شده و بی طرفانه ضریب گرایش عمومی و مردمی نسبت به جنابعالی بیشتر از سایر کاندیداهای محترم بوده و جامعه خواهان چگونگی ورودتان را به صحنه انتخابات دهم می باشد و به محض آشکار شدن کاندیداتوری شما در مدت زمان کوتاه شاهد اقبال حداکثری مردم عزیزمان نسبت به جنابعالی خواهیم بود.
6- برنامه دار بودن و اینکه لازم است فردی بر این جایگاه تکیه زند که طرح و برنامه های کارآمد و اثر گذار و قابل اجرا به منظور حل معضلات کشور را دارا باشد که جنابعالی در مسئولیت های قبلی و فعلی تان به خوبی این مهم را مد نظر داشته و طرح های مفید و موثری را که کارشناسان تحت امر جنابعالی جهت اداره کشور تدوین نموده اند این مهم را تایید می نماید.
7- تعامل با شخصیت های نسل اول اقنلاب و لزوم استفاده از تجربیات مفید عناصر خدمتگزار از مهمترین مولفه های ریاست جمهوری است که به اذعان مطلعین جنابعالی هیچ گاه برای به دست آوردن امتیازهای دنیوی تمایل به زیر سئوال بردن گذشتگان را نداشته و ندارید و به همین دلیل اکثریت شخصیت های کشور تمایل خوبی به همکاری با شمار را دارا می باشند.
8- توانمندی در فهم و درک موقیت منطقه ای و بین المللی و لزوم ارائه استراتژی و خط و مشی مناسب با آن به شدت مورد نیاز می باشد که لازم است موقعیت بین المللی کشور به خوبی فهمیده شده و اداره گردد و گرنه در شرایط کنونی منطقه و کشور و جهان ممکن است یک اشتباه آخرین اشتباه باشد.
9- روحیه وحدت گرایی و دوری از حاشیه ساز بودن شما و خصلت خدمت به مردم و بدون ادعا و پرهیز از درگیری های خسته کننده سیاسی تان در موقعیت کنونی کشور به شدت مورد نیاز بوده وموجبات افزایش آرامش جامعه خواهد شد.
در پایان این بیانیه آمده است: ائتلاف بزرگ خدمتگزاران (متشکل از 137 مجموعه خود جوش و مرددمی در سراسر کشور) با علم و اطلاع از موقعیت کنونی و شناخت کاندیداهای محترم و ضمن احترام به سایر کاندیداها، موقعیت کشور، عزیزمان را به گونه ای می بینیم که به میدان آمدن جنابعالی را طلب می نماید و به همین علت از شما تقاضامندیم وارد عرصه انتخابات ریاست جمهوری دهم شده تا فضای سیاسی اجتماعی کشورمان نیز فعالتر گردیده و ایران بزرگ به جایگاه شایسته خود رسیده هر چه زودتر ایران بدون فقر، ایران بدون بیکاری را شاهد باشیم.
مرز باریکی است میان محافظهکاری و اصولگرایی، همچنان که این مرز باریک میان اصلاحطلبی و تجدیدنظر طلبی ساختار شکنانه وجود دارد. هرچند میدان سیاست محل کاوش و جستجوی نیات افراد نیست اما برای تشخیص میان هر یک از طرفین ذکر شده، لازم است تا نیت کنشگر و فعال سیاسی از تمسک به هر یک از آنها احراز شود.|
| |||
|
ابراهیم حقیقی رییس انجمن طراحان گرافیک ایران در نامه ای به شهردار تهران از مدیریت وی تقدیر کرد چنین نوشته است: |
![]() |
![]() |
شهید آوینی روزی در وصف مردان بی ادعای خدا گفته بود: «آنان که می خواهند ما را بشناسند داستان کربلا را بخوانند.»، و مگر نه اینکه کربلا الگوی بی همتای جدال جاودانه «حقیقت و مظلومیت و مردانگی» با «کفر و ظلم و نیرنگ» است. باید داستان کربلا را بارها خواند تا الگویی از مجاهدین حقیقی راه خدا در اذهان ما جای گیرد.
مردان خدا را باید در روزهای محنت و بلا سنجید که در روزهای راحتی و عافیت مدعیان بسیارند. این مردان بی ادعای خدا در روزگاری که این مرز پرگهر و این انقلاب یگانه دوران دستخوش کینه توزی دشمنان بود، از رفاه و آسایش خویش گذشتند، طعن و رد بدخواهان و دنیا طلبان را به پشیزی نخریدند و از دنیا و مافیها گسستند و به دفاع از ناموس و کیان وطن شتافتند.
مجاهدانی اینچنین نستوه که زندگی خویش را وقف راه خدا و خلق او نموده اند نه به ردای سرداری مفتون می شوند و نه به جفای نامردمان مغبون. ایشان بلاجویند و از عافیت گریزان؛ و این صفت تمامی حق جویان و راست قامتان تاریخ است، آنانی که حیاتشان مصداق بارز «ان الحیات عقیده و جهاد» به شمار می رود.
برای ایشان همانند تمامی بزرگان و چهره های سرنوشت ساز تاریخ، زندگی در مبارزه ای مستمر معنی می یابد و از این روست که تمدن بشری تعالی و پیشرفت خودرا مدیون روحیه مبارزه جو و تسلیم ناپذیر این فرزندان اسطوره ای خویش است.
چه بسیارند جوامعی که از نعمت وجود چنین اساطیر و قهرمانانی محرومند و برای جبران آن به اسطوره سازی دروغین دست زده اند و چه اندکند جوامعی که آوازه قهرمانان و دلاور مردیهایشان در جهان بپیچد اما ایشان قدر اسطوره های خویش ندانند و... و چه تلخ است جزو چنین جوامع اندکی بودن!
«قالیباف»، مردی از تبار روزهای عاشورایی این سرزمین است. امروز و در قحط سال شجاعت و لیاقت، او دردانه سرزمین ماست. تنها اسطوره روزگار بی اسطوره ما، غریبه ای در قبیله ما، مانند تمام اسطورهای دیگر این سرزمین که در زمان حیاتشان «تنها» و «مظلوم» و «ناشناخته» اند. مگر نه اینکه رجایی و بهشتی و چمران و باکری و همت و ... نیز در روزگار خویش مظلوم و غریبانه زیستند و مظلومانه تر و غریبانه تر از میان ما رفتند.
امروز و در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامی، ملت ما در آستانه انتخابی بزرگ قرار گرفته است. انتخابی سرنوشت ساز برای تحقق آرزوی دیرینه ملت ما برای رسیدن به پیشرفت و عدالت. امروز و در آستانه این انتخاب مهم، مرز میان «عملگرایی آگاهانه» و «شعار و وعده بی هدف» بیش از گذشته برای ملت ما آشکار شده است و اکنون کدامین ایرانی آگاه و دلسوز است که نداند ردای بلند ریاست جمهوری لایق قامت بالای چه کسانی است؟
اما امروز و علیرغم این آگاهی و شناخت، انتخاب برای ما بسیار دشوار شده است، زیرا آنکه سی سال در راه اعتلا و سربلندی این سرزمین جهاد و مبارزه کرده بود، لباس خدمت را بر ردای ریاست ترجیح داد تا به همگان راه و رسم سیاست ورزی اخلاقی را بیاموزد. تا به تاسی از یاران شهیدش، به جهاد و خدمت صادقانه و بی منت به میهنش در سنگری که از سوی مردم اجازه خدمت یافته است، ادامه دهد.
او بر عهدی که با خدا و مردم بسته بود باقی ماند تا بر بلندای مدیریت کارآمد اسلامی الگویی یگانه برای تمامی ایرانیان و جهانیان گردد. قالیباف شهردار ماند تا ایران در حسرت سرنوشت تهران بماند!
![]() |
دکتر محمد باقر قالیباف، شهردار تهران به دنبال کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم نیست. این پیامی است که میتوان از مصاحبه اخیر وی با خبرگزاری مهر برداشت کرد، آنجا که میگوید، «بنده هیچگاه داوطلب مقام و مسئولیت نبوده ام و همواره بر اساس وظیفه عمل کرده ام. کارنامه عملکردم نیز در پیشگاه ملت شریف ایران روشن است. لذا اگر چه برای اداره کشور و تحقق جامعه ارزشی و برخوردار یا به عبارتی زندگی برازنده ایرانیان مدل طراحی شده و برنامه مدون دارم، اما حضورم در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بر تحلیل و تکلیفی استوار بود که در موقعیت فعلی وجود ندارد. بنابر این با جمع بندی شرایط موجود فعلاً داوطلب دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیستم. من می خواهم یکبار دیگر مانند دوران دفاع مقدس و به یاد دوستان و همرزمان شهیدی نظیر شهید باکری، شهید خرازی، شهید کاوه و شهید کاظمی ثابت کنم که فرزندان امام و انقلاب شیفته خدمتند نه تشنه قدرت و تنها موقعی زیر بار سنگین مسئولیت می روند که راه دیگری برای ادای دین خود نداشته باشند. فقط امیدوارم کسانی که در برابر تلاش شهرداری تهران برای خدمت بیشتر و بهتر به شهروندان به اتهام انتخاباتی بودن مقاومت می کردند، پاسخ خود را گرفته باشند».
جدای از تحلیلهایی که درباره علت اتخاذ چنین تصمیمی از سوی دکتر قالیباف وجود دارد، یک نکته مهم در مصاحبه شهردار تهران وجود دارد و آن این است که وی از به گروگان گرفتن حقوق مردم از سوی دولت انتقاد کرده و پاسخ کسانی که اقدامات وی و تیم همراهش را در مدیریت شهری تهران انتخاباتی میخواندند، میدهد.
حقیقت آن است که متأسفانه دولت نهم و شخص احمدینژاد کماکان خود را در موقعیت انتخابات ریاست جمهوری سال 84 فرض میکند که ممکن است با کاندیداتوری دکتر قالیباف در انتخابات سال 88، موقعیت وی هم نزد اصولگرایان مورد تهدید قرار گیرد و هم اینکه شهردار تهران بتواند آرای طبقه متوسط و نخبه جامعه را که همچنان بدون کاندیدا است جذب کند. بر این اساس میتوان گفت که زمامداران فعلی در کابینه همچنان در توهم رقابتهای انتخاباتی هستند و از این طریق سعی میکنند تا رقبای احتمالی خود را از عرصه بیرون کنند ولو اینکه منافع مردم در این میان به خطر افتد.
یکی از نمونههایی که در این باره میتوان به آن اشاره کرد، عدم پرداخت حق و حقوق مردم تهران از سوی دولت نهم است، با این تصور که مبادا با تقویت شهرداری تهران، پایگاه اجتماعی قالیباف روز به روز تقویت شود. بر این اساس میتوان به عدم پرداخت بودجه مصوب مجلس درباره گسترش مترو در تهران اشاره کرد. دولت نهم سعی میکند تا مقابل شهرداری تهران کارشکنی کند و مانع از خدمترسانی مدیریت شهری تهران به شهروندان شود.
البته یکی از تاکتیکهای زمامداران فعلی در کابینه که از طریق آن سعی میکنند درباره عدم پرداخت بودجه مصوب مجلس برای طرحهای عمرانی شهر تهران فرافکنی کنند، بحث احداث منوریل در پایتخت است، طرحی که به گفته اغلب کارشناسان و صاحبنظران مسائل شهری، عقبافتاده و هزینهبر است، کما اینکه امروز نیز کشورهای پیشرفته به این طرح پشت پا زده و سعی میکنند با گسترش خطوط مترو خود شبکه حملونقل عمومی خود را تقویت کنند.
دولت نهم همچنین در راستای مقابله با شهرداری تهران، نه تنها به وظیفه خود در قبال حمل و نقل عمومی از طریق حمایتهای مالی عمل نکرده، بلکه حتی در قبال آن نیز سنگاندازی میکند، نمونه اینکه به جای آنکه شهرداری تهران را در خرید اتوبوسهای تندرو کمک کند، مانع از ورود این اتوبوسها – که شهرداری تهران تنها با منابع محدود خود آنها را خریداری کرده بود- به کشور شد و حاضر به آزادسازی آن در گمرک نشد.
اینها مشتی از خروارها مانعتراشیهای دولت مقابل شهرداری تهران است، با این ادعا که اقدامات دکتر قالیباف و تیم همراهش انتخاباتی است.
از زمانی که تیم دکتر قالیباف وارد شهرداری تهران شد، بر این نکته تأکید فراوان داشت که مدیریت شهری تهران باید فارغ از مسائل سیاسی و حزبی باشد، چرا که دیگر مردم تاب تحمل چنین دعواهایی را ندارند و مدیریتی کارآمد را طالب هستند. بر این اساس بود که شهرداری تهران در دوره قالیباف از ابتدای آغاز به کارش با تصویب سلسله برنامههایی، چشماندازی را برای خود ترسیم کرد تا مطابق با آن حرکت کند و برنامههای خود را مورد ارزیابی قرار دهد. در اینجا سوالی که مطرح میشود این است که آیا دکتر قالیباف از حدود چهار سال قبل تصمیم به کاندیداتوری مجدد در عرصه انتخابات را داشت که سعی میکرد چنین برنامههای انتخاباتی – به زغم دولتمردان نهم- را در کلانشهر تهران اجرا کند.
حال اگر فرض را صحت ادعای زمامداران دولت نهم بگیریم، آیا اقدامات انتخاباتی شهرداری تهران ضربهای به منافع مردم وارد میکرد که کابینه نهم چنین مقابل پرداخت حق و حقوق شهروندان پایتخت سنگاندازی میکند؟ آیا اگر کارهای شهرداری تهران را انتخاباتی فرض کنیم این حق مردم نخواهد بود که از قبل چنین کارهایی - ولو آن که انتخاباتی هم باشند- شهری پیشرفته مطابق با شأن و منزلت خود داشته باشند.
دکتر قالیباف در مصاحبه اخیر خود در واقع تیر خلاصی به سنگاندازیهای دولت نهم وارد کرد و صریحاً گفت که اگر مشکل، کاندیداتوری شهردار تهران در انتخابات آینده است، پس من کنار مینشینم تا ببینم باز هم دولت نهم به خاطر انتخاباتی خواندن اقدامات مدیریت شهری تهران، از پرداخت حق و حقوق مردم پایتخت جلوگیری میکند و آیا زمان آن میرسد که زمامداران امر در کابینه بودجههای مصوب برای مدیریت شهری تهران را آزاد کنند.
![]() |
برخی نمایندگان مجلس از اقدام قالیباف در کنارهگیری از رقابتهای انتخاباتی به عنوان یک اقدام اصولگرایانه یاد کردند.
ستار هدایتخواه، مخبر کمیسیون فرهنگی نیز در اینباره اظهار داشت: من این اقدام قالیباف را بهعنوان یکی از اقدامات اصولگرایانه ایشان میدانم و در شرایط فعلی که نیاز است جریان اصولگرا روی یک نامزد اجماع داشته باشند، وی تصمیمی گرفت که با شاخصهای اصولگرایی کاملاً هماهنگ است.
وی ادامه داد: برخی تبلیغ میکردند فعالیتهایی که شهردار تهران در رأس مدیریت شهری انجام میدهد با انگیزه کاندیداتوری در انتخابات دهم ریاست جمهوری است، اما رویکرد قالیباف و گفتوگوی اخیرش به تمامی این شائبهها پایان داد و نشان داد که وی هم به اصل اجماع اصولگرایان و هم به راهبرد خدمت صادقانه اعتقاد دارند.
تکلیف براساس مصلحت نظام
وی با اشاره به اینکه کارشکنیهایی در کار برخی مدیران دیده میشود و کوتاهی برخی مسئولان مانع از عدم تحقق شعارها و ارزشهای انقلاب میشود، خاطرنشان کرد: بعضی مدیران، مسئولیت را فرصتی برای قدرتنمایی و سهمخواهی از قدرت میدانند اما برخی دیگر مسئولیت را فرصتی برای خدمتگزاری تعریف میکنند. در نگاه این مدیران تکلیف و وظیفه براساس منافع و مصالح عموم تعیین میشود نه براساس مصالح شخصی.
مدل موفق
سید عماد حسینی، نماینده مردم قروه نیز با تاکید بر اینکه تا زمانی که مدیریت سیستماتیک در کشور به مرحله اجرا در نیاید و اعتقاد به کار کارشناسی و منطقی وجود نداشته باشد، افراد توانمند عرصه را برای فعالیت خود تنگ خواهند دید، گفت: ما برای استفاده از مدیریت توانمند در اداره کشور ضعف قانونی نداریم ما نحوه اجرای قانون و نداشتن اعتقاد به کار کارشناسی میتواند مشکلآفرین باشد.
وی با اشاره به این موضوع که مدیریت سیستماتیک در شهرداری تهران به اجرا درآمده و اساس کار مصلحت ملی تعریف شده است، افزود: این یک بیماری است که کسانی تلاش کنند با متهم کردن دیگران به سوءاستفاده تبلیغاتی، از خدمتگزاری به مردم ممانعت کنند.
این عضو کمیسیون انرژی ادامه داد: تنها با اصالت یافتن خدمت صادقانه و کارآمدی خردمندانه نزد مسئولان است که خدمت به مردم، محور فعالیتها قرار میگیرد.
حسینی خاطر نشان کرد: شهردار تهران توانست با اجرای یک مدل موفق مدیریت سیستماتیک، مشکلات و نابسامانیها را پشت سر گذارد و در گفتگوی اخیر خود نشان داد که بر اساس تکلیف و مصالح نظام تصمیم میگیرد و مصالح نظام را فدای مصالح شخصی نمیکند.
![]() |
|
| |||
|
سخنگوی فراکسیون اقلیت گفت: قالیباف تنها نامزد اصولگرا بود که توان جذب آرای بخش زیادی از اصلاح طلبان را داشت. داریوش قنبری نماینده ایلام وسخنگوی فراکسیون اقلیت با اظهار تاسف از کناره گیری محمد باقر قالیباف از فعالیت های انتخابات ریاست جمهوری گفت: قالیباف به خاطر عملکرد بی نظیر خودش در ناجا وشهرداری تهران مورد قبول هر دو جناح سیاسی کشور است. وی افزود:در صورتی که قالیباف نامزد انتخابات شود بخشی از آرای اصلاح طلبان به سمت ایشان هدایت می شود. نماینده ایلام با اشاره به اعلام نارضایتی طیف های مختلف اصولگرایان از عملکرد احمدی نژاد اظهار داشت:افزایش نارضایتی از عملکرد دولت واقبال به برنامه های قالیباف از سوی گروهای سیاسی می توانست کفه انتخابات را به نفع اصولگرایان سنگین تر کند . عضو شورای مرکزی فراکسیون اقلیت با بیان اینکه در صورت انصراف قطعی قالیباف آرای حامیانش به سمت احمدی نژاد نمی رود گفت:اگر قالیباف درانتخا بات نباشد حامیانش بین نامزدهای اصولگرا واصلاح طلب که مخالف برنامه های احمدی نژاد هستند تقسیم خواهند شد. |
در طول دوران انقلاب اسلامی، جریان های ارزش مدار و اصولگرایان حقیقی همواره به تأسی از شهید مظلوم دکتر بهشتی که شعار «ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت» سرلوحه کارهایش بود، «تنها موقعی زیر بار سنگین مسئولیت می روند که راه دیگری برای ادای دین خود نداشته باشند» مطلبی که دکتر محمدباقر قالیباف، شهردار تهران نیز اخیراً در یک گفت وگوی رسانه ای بر آن تأکید کرده است. بر این اساس چه بسیار ارزش مداران و کارآمدانی بودند که علی رغم وجود برنامه مدون برای مدیریت کشور، هرگز وارد میدان نشدند تا مبادا عده ای و جریانی آنان را «تشنه قدرت» بنامند.
دکتر محمدباقر قالیباف نیز از جنس همین ارزش مداران است، آنگاه که می گوید «برنامه مدون و مدل بهینه برای اداره کشور دارم» اما اعلام می کند که «بنده هیچگاه داوطلب مقام و مسئولیت نبوده ام و همواره بر اساس وظیفه عمل کرده ام» و ادامه می دهد «می خواهم یک بار دیگر مانند دوران دفاع مقدس و به یاد دوستان و همرزمان شهیدی نظیر شهید باکری، شهید خرازی، شهید کاوه و شهید کاظمی ثابت کنم که فرزندان امام (ره) و انقلاب شیفته خدمتند نه تشنه قدرت و تنها موقعی زیر بار سنگین مسئولیت می روند که راه دیگری برای ادای دین خود نداشته باشند».
شهردار تهران با این جمله جواب کسانی را که در طول دوران مدیریتش در مدیریت شهری تهران سنگ اندازی کرده و کارهای وی را «اقداماتی انتخاباتی» می خواندند، داد تا بلکه آنها نیز به خود آیند و حقوق تصرف کرده مردم تهران را آزاد کنند تا شهرداری تهران بتواند بیش از پیش به خدمت رسانی در کلان شهر تهران بپردازد.
متأسفانه از زمان روی کارآمدن دولت نهم، صاحب نفوذان این دولت، گویی که سر دشمنی داشته باشند، جدال سختی را با شهرداری تهران آغاز کردند و در ابتدا علی رغم وعده های انتخاباتی خود مبنی بر «دعوت شهردار تهران به جلسات هیأت دولت» از دعوت دکتر قالیباف برای حضور در هیأت وزیران امتناع کردند و در مراحل بعد بودجه های مصوب برای مدیریت شهری تهران را به شهرداری ندادند تا به گمان خود از این طریق ناکارآمدی شهرداری تهران را نشان دهند و آن را در بوق و کرنا کنند، امری که هیچگاه محقق نشده است.
بر این اساس است که دکتر قالیباف همچون مصاحبه های گذشته، بر تداوم گفتمان اصولگرایی اصلاح طلبانه خود که «فرمول حل مشکلات» می داند، تأکید می کند، فرمولی که رهبر معظم انقلاب نیز آن را «راه صحیح» می خوانند. شهردار تهران که تقسیم بندی گروه های سیاسی به اصولگرا و اصلاح طلب راه اشتباه می داند، «پایایی انقلاب اسلامی» را «نتیجه اصولگرایی» و «پویایی» آن را نیز «محصول اصلاح طلبی» می خواند و معتقد است «هیچ یک از جریان های موجود سیاسی به تنهایی قادر به تحقق آرمان ها و شعارهای انقلاب نیستند».
دکتر قالیباف و همفکران وی معتقدند که مشکل امروز فرهنگ مدیریتی کشور عدم درک مفهوم واقعی اصولگرایی و اصلاح طلبی است، موضوعی که رهبر معظم انقلاب نیز بر آن تأکید دارند و می گویند «راه صحیح اصولگرایی اصلاح طلبانه است».
چهره ای که دکتر محمد باقر قالیباف از سیاست ورزی به طور عام واصولگرایی به طور خاص ارائه می دهد چهره ای به روز، کارآمد و اخلاقی است وبه حق می توان گفت که با توجه به عملکرد جریان اصولگرا در چهار سال گذشته این چهره می تواند در آینده ای نه چندان دور باعث تجدید اعتبار اصولگرایی و حتی سیاست ورزی در عرصه سیاسی کشور شود. اظهارات قالیباف را می توان سرمشق های جدیدی برای سیاستمداران وجریان های سیاسی موجود برشمرد که بنظر می رسد در پیدا کردن مسیر ارتباط با مردم در قالب سیاست مسیر خود را گم کرده اند.
قالیباف درادامه تدریس منظومه سیاست خود برای جریان های سیاسی کشوربه آنها می آموزد که برای ماندگاری در قدرت لازم است با استفاده از ظرفیت مدیریتی نخبگان توانمند فارغ از جناح بندی های سیاسی عمل کنند وبه تعبیردیگر شایسته سالاری را سرمشق مدیریت خود قرار دهند.این درس قالیباف ضمن آنکه متاثر از پایبندی به این آموزه در مدیریت شهر تهران است ناشی از نگاه انتقادی او به مدیریت کلان کشوردر 12 سال گذشته نیز هست که با تغییر دولت ها دچار نوسانات غیر متعارف وعزل ونصب های سیاسی زیان بار شده است.
قالیباف در این نقطه با وام گرفتن اصولگرایی اصلاح طلبی از بیانات رهبرانقلاب به فاصله عمیق دو جناح متعارف سیاسی کشور نیز اشاره می کند ونسبت به رواج اباحه گری ازیک سو وقدرت یافتن جمود وتحجر عقلی از سوی دیگر هشدار می دهد. این نیز درسی جامع شناسانه به گروههای سیاسی موجود است که جامعه در متن خود به دو صفحه مجزای اصولگرایی واصلاح طلبی تقسیم نمی شود. اگر اصولگرایی پایبندی به ارزشهاست واصلاح طلبی میل به پیشرفت است مردم ایران ضمن پایبندی به اصول خواهان پیشرفت نیز هستند وبه بیان دیگر ضمن پایبندی به آرمان های انقلاب مطالبات نوین و به روز خود را نیز پیگیری می کنند.
قالیباف سیاستمداری مدرن و اصولگرایی اصلاح طلب است که در شرایط شکسته شدن مرزبندی های مرسوم وکاذب سیاسی ظهور کرده است. وجود چنین مردانی در دهه چهارم انقلاب برای دستیابی به پیشرفت وعدالت و رسیدن به اهداف اصلی انقلاب و در عین حال فتح قله های پیشرفت جهانی غنیمت است.
( عزیزانی که قصد دارند در راه حمایت از دکتر قالیبباف در انتخابات با من و دوستان همراه شود می توانند به آدرس fariborz.ghaderi@yahoo.com ایمیل بزنید تا فرم همکاری برایشان ارسال شود .)
عباس پازوكي -بالاخره بعد از مدتها گمانهزني درباره حضور یا عدم حضور دکتر قالیباف در انتخابات آینده ریاست جمهوری، قالیباف بر شانس مسلم خود برای نشستن بر کرسی ریاست جمهوری چشم بست و اعلام نمود در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری داوطلب نیست.
این در حالی است که در طول ماههای گذشته، گمانهزنیهای متعددی درباره رفتار انتخاباتی شهردار تهران در رسانهها مطرح شده بود. در اين ميان قاليباف نيز مانند ديگر نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري از گزند تخريب برخي مدعيان اصولگرايي يا اصلاحطلبي در امان نبود.
در ميان استقبال خوبي كه نخبگان و دانشگاهيان و شهروندان تهراني از نامزدي احتمالي قاليباف ميكردند، برخي نيز تلاش كردند تا قاليباف را از نگاه عينك سياهي كه بر چشمان خود زده بودند ببينند و هر بار اتهامی به قالیباف نسبت دادند .
گروهي سياسي كه مدعي حمايت از دولت نيز بودند، عملکرد قوی قاليباف در شهرداری تهران را به انتخابات ربط ميدادند و ميگفتند : قالیباف برای کسب آرای مردم و پیروزی در انتخابات این کارها را میکند.
هر چند اگر كسي براي جلب رضايت مردم كار مثبت انجام دهد اشتباهي نكرده، اما واقعيت اين است كه برخي نيز كه قانوناً بايد با شهردار تهران و شوراي منتخب مردم تعامل و همكاري ميكردند بر اساس همين برداشتها، رفتاري نادرست با شهردار محبوب مردم كردند.
آنها با اين گمانه سياسي كه شهردار تهران نامزد بالقوه رياست جمهوري است و با مديريتي كه وي دارد در صورت كمك تبديل به چهرهاي محبوبتر از وضعيت فعلي ميشود از بديهيترين وظايف قانوني و اخلاقي در قبال مديريت شهري پايتخت خودداري كردند و اين در ذهن مردم باقي ميماند.
در سوي ديگر بازيهاي سياسي نيز برخی نیز چنین تحلیل کردند که قالیباف وارد میدان میشود تا رأی فلان نامزد انتخاباتی را بشکند و سبب شکست او شود. آنها در يادداشتهاي خود از قاليباف به عنوان چهرهاي كه رسالتي جز شكست دادن نامزد مورد علاقه آنان را ندارد نام بردند و بدون ارائه هيچ تحليل منطقي و عقلاني اتهاماتي را به شهردار تهران نسبت دادند.
حتي اين تخريبها محدود به همينها هم نشد. با گذشت دو سال از انتشار كتاب «حكومتهاي محلي» قاليباف و تدريس آن در دانشگاه توسط وي، عدهای اين استاد جغرافياي سياسي را متهم به تلاش براي از ميان بردن انسجام ملي و وحدت مردم ايران كردند و عدهاي نيز اين طرح را تلاشي انتخاباتي وانمود كردند.
خلاصه قاليباف هر كاري كرد، گفتند براي كسب قدرت است و هدفش جلب آراي مردمي است .
هر چند نگارنده اين سطور بر اين باور است كه اساساً مديريت كارآمد و جلب رضايت مردم كار اشتباهي نيست كه عدهاي آن را وارونه جلوه ميدهند. با اين حال همه اين اتهامات ناشي از اين است كه يا عدهاي قاليباف را نشناختهاند و يا باور ندارند كه در اين مملكت يك كارآمد هست كه هر كجا برود ميتواند با مديريت دانش محور و كارآمد خود رضايت مردم را جلب كند.
به هر حال حالا كه معلوم شده برخي تحليلها درباره قاليباف ناشي از عدم شناخت وي بوده، به نظر ميرسد بايد تلاشي نو براي شناختن قاليباف صورت گيرد. باید هر تصویری که از این مرد در ذهن خود ساختهایم پاک کنیم و از ابتدا او را آنگونه که هست بشناسیم و تصویری از او ارائه دهیم که منطبق با واقعیت باشد. قاليباف واقعي متعلق به هيچ جناح سياسي نيست. قاليباف واقعي نه راست است نه چپ. قاليباف واقعي مديري كارآمد است كه هيچ دلبستگي به مقام و قدرت ندارد و تنها براي انجام وظايفي كه مردم و نظام بر دوش او ميگذارند تلاش ميكند.
قاليباف تنها حدود چهار سال است كه بيش از هميشه مورد توجه اصحاب رسانه و تحليلگران سياسي قرار گرفته است. از زماني كه نامزد نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري شد و از فرماندهي ناجا استعفا داد. بنابراين بهتر است براي شناخت قاليباف يك بار ديگر به دوران فرماندهي ناجا برگرديم و از آنجا قاليبافشناسي را شروع كنيم.
قالیباف وقتی فرمانده نیروی انتظامی کشور شد که این نیرو به دلیل مواجهه با بحران کوی دانشگاه تهران، چهرهای به شدت مخدوش در نزد افكار عمومي و بويژه دانشجويان پیدا کرده بود. در چنین شرایطی و در زمان حاکمیت دولت و مجلس اصلاحات قالیباف به عنوان فرمانده نیروی انتظامی برگزیده شد. او برغم تصوری که در ایران وجود دارد و مطابق آن تعامل میان صاحبان افکار مختلف محال است، تلاش کرد با تعامل با همه ارکان حاکمیت از نیروی انتظامی چهرهای جدید و کارآمد بسازد.
به اذعان همگان قاليباف در ساختن این چهره کارآمد موفق شد و در عرض مدت زمان کوتاهی كاري كرد كه جدیترین مخالفان وقت عملكرد نیروی انتظامی یعنی دانشجویان دانشگاه تهران نيز تبدیل به دوستداران عملکرد فرمانده جدید ناجا شدند. ناجا تبديل به نيرويي مدرن، كارآمد و مردم محور شد كه تلاش ميكرد با دانش روز خود را تطبيق دهد و امور را پيش ببرد.
قصد ندارم درباره آن دوران و اقدامات قالیباف در ناجا اين مطلب را ادامه دهم. چرا که همگان خوب آن دوران را به یاد دارند و خوب میتوانند ناجای زمان قالیباف را با ناجای قبلش و حتی بعدش مقایسه كنند.
در چنین شرایطی عدهای از فعالان سیاسی از وی خواستند که نامزد انتخابات شود و نظرسنجيها نيز نشان ميداد كه موقعيت مطلوبي در نزد افكار عمومي دارد. او نیز با جمعبندی شرایط آن زمان، درخواستها را پذیرفت. قالیباف اما بر خلاف دیگر مدیرانی که نامزد انتخابات شده بودند از سمت خود در فرماندهی ناجا استعفا داد. کاری که نه مهرعلیزاده به عنوان معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان تربیتبدنی کرد، نه احمدینژاد به عنوان شهردار تهران و نه هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام.
اما قالیباف نه تنها از سمت فرماندهی ناجا استعفا داد، بلكه برای پرهیز از ایجاد هرگونه شائبهای از عضویت در نیروهای مسلح کشور نیز استعفا داد و برای همیشه ردای سبز نظامی را کنار گذاشت. اما برخی رقبا دست از سر قالیباف بر نداشتند و او را متهم کردند که با ورودش به عرصه انتخابات زمینهساز ورود غیرقانونی نظامیان به عرصه سیاسی خواهد شد! آنها اعلام کردند صدای پای «چکمه نظامیان» را میشنوند و... .
سرانجام با تخریبهایی صورت گرفت، قالیباف تنها و بدون حزب و گروه و سابقه سیاسی آرای حدود 5/4 میلیون ایرانی را کسب کرد و البته پیروز انتخابات همان فردی بود که غیرنظامی بود!
اما آن دوستان هیچگاه حاضر نشدند پاسخ دهند که جرم قالیباف چه بوده است؟ تاکنون که قالیباف به عنوان نامزد مطرح بود، قصد طرح این پرسش را نداشتم اما الآن باید این سوال را پرسید مگر پوشیدن لباس رزم و دفاع از کشور و ملت جرم است؟ مگر اشکالی دارد که یک جوان برای دفاع از کشورش، از آسایش خود بگذرد و لباس رزم بپوشد و از مرزهای کشورش دفاع کند؟ مگر اشکالی دارد کسی که دورهای از تمامیت ارضی کشورش دفاع کرده، از کسوت نظامی بیرون بیاید و وارد عرصه سیاسی شود؟
نکته تأسفبار این است که وقتی به انتخابات در کشوری مثل آمریکا نگاه میکنیم، میبینیم که آنها در اینگونه مسائل بهتر از ما عمل میکنند. در همین انتخابات اخیر بارها باراک اوباما از جان مککین به خاطر حضور در عرصههای نظامی و جنگهاي آمريكا تقدیر کرد. آنهم نه به خاطر حضور در یک جنگ دفاعی مانند جنگ ايران و عراق، بلکه به خاطر شرکت در یک جنگ تجاوزکارانه مثل جنگ ویتنام. بارها اوباما از سوابق نظامی سناتور مککین تقدیر کرد و او را یک اسطوره خواند و ابراز شادمانی کرد که با چنین مردی رقابت میکند! اما در کشور ما یک سردار دوران دفاع مقدس را به خاطر شرکت در یک جنگ دفاعی به شدت تخریب کردند و میکنند. گويي شركت در جنگي دفاعي و دفاع از تماميت ارضي اين مملكت جرمي نابخشودني بوده كه هيچگاه نبايد كسي به جرم ارتكاب آن وارد حوزههاي مديريتي كشور شود.
به نظر ميرسد كه پاسخ وجدان دوستان به اين پرسش كاملاً روشن باشد اما ظاهراً تمايلي ندارند به اشتباه خود در چهار سال گذشته اعتراف كنند و بگويند تصويري كه ما از قاليباف در نزد هوادارانمان ساختيم اشتباه بود. چرا كه همگان خوب ميدانند ميان نظاميگري و رفتار قاليباف تفاوت از زمين است تا آسمان. نمونه مديريت قاليباف ار ميتوان در شهرداري تهران مشاهده كرد. در كدام قسمت مديريتي قاليباف به جاي استفاده از مديران متخصص، دانشمحور و متعهد از نيروهاي نظامي غيرمتخصص استفاده كرد؟ حتي يك نمونه هم نميتوان پيدا كرد.
حتي بالاتر از اين در كدام يك از معاونتهاي شهرداري تهران و مديريتهاي ارشد شهرداري، چهرههايي سياسي و جناحي بدون در نظر گرفتن تخصص و اصل شايسته سالاري به سمتهاي بالا گماشته شدهاند؟
بازهم بالاتر از اين. كدام عملكرد قاليباف در شهرداري تهران بوي سياست و انتخابات ميداد؟ آيا اتمام پروژه برج ميلاد انتخاباتي بود؟ آيا ساختن دهها كيلومتر اتوبان و بزرگراه انتخاباتي است؟ آيا تلاش براي به سرانجام رساندن پروژه تونل توحيد انتخاباتي است؟ آيا ساختن دهها كيلومتر مترو و تدوين برنامه جامع حملونقل و ترافيك تهران انتخاباتي است؟ آيا تدوين اولين برنامه پنج ساله شهرداري تهران انتخاباتي است؟ آيا راهاندازي خطوط اتوبوسهاي پرسرعت و تأمين اتوبوسهاي زيباي اين خطوط انتخاباتي است؟
اگر اينگونه باشد كه هيچ شهرداري در تهران نبايد كار مثبتي انجام دهد، چون همه كارهايش از ديد سياسيون انتخاباتي است.
البته این تخریبها، اختصاص به یک جناح خاص ندارد. خیلیها قالیباف را تخریب کردند. اما قالیباف با عملکرد درخشان خود در شهرداری تهران نشان داد که بهایی برای این تخریبها قائل نیست و تنها به وظیفهاش در هر زمانی عمل میکند.
کارنامه درخشان قالیباف در شهرداری اما سبب شده، این بار در میان هر دو جناح کشور درباره کارآمدی مدیریت قالیباف اجماع حاصل شود. از ميان هر دو جناح كشور نيز كساني بودند كه اصرار داشتند قاليباف مرد اين ميدان است و بايد وارد ميدان انتخابات شود. چرا كه به اعتقاد همه آنان قاليباف مديري توانمند و كارآمد است كه توان حل مشكلات موجود در كشور و تغيير وضع موجود را دارد.
اما این بار قالیباف برغم این اجماع در مورد مدیریتش حاضر به پذیرش نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری نشد.
در ميان خط به خط مصاحبه قاليباف كه بوي انصراف ضمني از نامزدي در انتخابات را ميداد، گلايههاي آشكاري از وضع موجود در سياست و مديريت وجود داشت. شايد بهتر باشد يك بار ديگر مصاحبه شهردار تهران به خبرگزاري مهر را مرور كنيم و حرفهاي يك مدير كارآمد اما به نظر من دلسوخته اين نظام را تحليل كنيم.
بازهم تأكيد ميكنم قاليباف را بايد از نو شناخت.
|
|
|
دکتر محمد باقر قالیباف همزمان با "روز جمهوری اسلامی" به سوالات متعدد خبرنگار سیاسی مهر در خصوص ارزیابی خود از روند تحقق اهداف انقلاب اسلامی ، مهمترین مسائل سیاسی روز و بویژه انتخابات دهم ریاست جمهوری پاسخ داد که متن کامل آن به جهت اهمیت دیدگاه های مطرح شده در پی می آید:
خبرگزاری مهر: امروز 12 فروردین 88 است و30 سال از انقلاب شکوهمند اسلامی را سپری کرده ایم. تحلیل شما از این سه دهه و چگونگی تحقق اهداف والای انقلاب اسلامی چیست؟
قالیباف: اجازه بدهید در ابتدا درگذشت یار با وفای حضرت امام را به بیت شریف ایشان و همه ملت عزیزمان تسلیت بگویم. معتقدم هرگز نباید از نقش موثر همسر مکرمه امام راحل در فرایند مبارزات امام تا پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از آن چشم پوشید و این وظیفه دستگاههای پژوهشی و فرهنگی است که حق ایشان و تاریخ انقلاب را در این زمینه ادا کنند.
اما در پاسخ به سوالتان باید بگویم «جمهوری اسلامی ایران» که اینک به شجره ای طیبه و الگویی الهام بخش و عزتمند در سراسر جهان تبدیل شده نتیجه ایمان و ایثار ملتی بزرگ ، فداکاری شهدا و ایثارگران ، راهبری پیوسته و داهیانه خمینی عزیز (ره) و سپس ولی فقیه زمان حضرت آیت الله خامنه ای دام ظله العالی است. این جایگاه افتخارآفرین ، همچنین میوه ایستادگی بر اصول متعالی از یکسو و مهارت استفاده از ظرفیت های شگرف فقه پویا و اصلاح روشها و نوآوری های مبتکرانه در تناسب با زمان و مکان از سوی دیگر بوده است.
اما فرایند تحقق اهداف انقلاب اسلامی در سه دهه گذشته قابل بحث است. دهه اول دهه استقرار نظام سیاسی جدید ، دهه دوم دهه تثبیت و دهه سوم دهه پیشرفت و شکوفایی بوده است ، اما به دلایلی که در جای خود قابل تحلیل است ، ظرفیت ها و فرصت های زیادی را بویژه در دهه سوم از دست دادیم. شاید نام گذاری دهه چهارم به «دهه پیشرفت و عدالت» از سوی رهبر معظم انقلاب به نوعی اهتمام به احیای این فرصت ها و ظرفیت هاست.
من ضمن آنکه دستاوردهای انقلاب را بسیار عظیم و با ارزش می بینم در جای خود نگاه آسیب شناسانه را هم لازم می دانم.
* در آن نگاه آسیب شناسانه تحقق شعارهای انقلاب در عرصه اجتماعی را چگونه می بینید؟
- فراموش نکنید که تحقق عملی شعارهای انقلاب هنوز هم مطالبه اصلی مردم از نظام است و اگر بحثی در زمینه میزان تحقق شعارها و اهداف انقلاب هست باید پاسخ آن را بیشتر در ارزیابی عملکرد ما مسئولین جستجو کرد تا مردم. بنده معتقدم دو گروه در خصوص این شعارها و آرمانها به انقلاب و به مردمی که صاحب آن هستند ، جفا کردند. گروه اول کسانی هستند که به دنبال تجدید نظر در شعارها و آرمانهای اولیه هستند و از بیان آنها و حتی ذکر سوابق انقلابی خود ابا دارند. در حالیکه این شعارها اصیل و تحقق آنها مطالبه مهم مردم است. گروه دوم نیز کسانی هستند که شعارهای انقلاب را سر می دهند اما بررسی گذشته و عملکرد فعلی آنها نشان می دهد که با ادعاهای بی عملشان ظلم مضاعفی به انقلاب می کنند.
باید پایبند به شعارها بود اما مهمتر از آن ، تحقق بخشیدن به آرمانها است. من خسارت عمل به آرمانها را چنانچه بدون بیان شعار باشد ، کمتر از تکرار شعارها بدون کارآمدی و صداقت می دانم.
* ریشه آفت ها و آسیب هایی که از آن سخن می گوئید را بیشتر فرهنگی می دانید یا سیاسی؟
- ریشه این مشکلات را فرهنگ مدیریتی یا اندیشه راهبردی مدیران کشور می دانم. من چنانچه قبلا هم گفته ام نگران نفوذ و گسترش دو جریان فکری در فرهنگ مدیریتی کشور هستم. یکی رواج اباحه گرایی و نفی توانمندی انگاره های دینی در اداره امور مردم و دیگری قدرت یافتن جمود و تحجر ، عقل گریزی و تجربه ستیزی و چه بسا تلاش برای ارزش نمایاندن این رفتارها . عملکرد این دو طیف در مقاطع مختلف کار را به جایی رساند که از یک طرف عده ای از نخبگان عدم حضور دین در متن سیاست ها و مدیریت ها را تنها فرمول موفق حل مشکلات می دانستند و طیف دوم هم متاسفانه با عملکرد خود عده ای دیگر را به این نتیجه رساند که گویا دین نمی تواند در حل مشکلات و اداره جامعه کارآمد باشد.
بنابر این عملکرد هر دو طیف دارای نتیجه واحدی بوده و همانند دو لبه قیچی عمل می کنند. در حالیکه هدف اجتماعی جمهوری اسلامی تحقق «شهروند ارزشی و برخوردار» بوده که فرمول عملی آن نیز در قانون اساسی و ساختار تعریف شده برای اداره امور کشور بیان شده است. به هر حال زیبنده نیست که با این همه ظرفیت ها و امکانات ، هنوز نتوانسته ایم حیات طیبه را برای شهروند ارزشی و برخوردار به طور کامل محقق کنیم . این همان ایده «زندگی خوب برازنده هر ایرانی» است که در دوره قبل مطرح کردیم.
* گفتید که بیشتر دغدغه فرهنگ مدیریتی کشور را دارید و فاصله گرفتن آن با آرمانهای اصیل انقلاب توسط دو طیف مختلف اباحه گرا و متحجر را علت عدم تحقق کامل اهداف و شعارهای انقلاب می دانید. منظورتان از تاکید بر "اندیشه راهبردی مدیران کشور" چیست؟
- منظورم اصالت یافتن راهبرد «خدمت صادقانه و کارآمدی خردمندانه» بر افراد ، گروهها و مسئولیت ها است. یعنی اگر انقلاب اسلامی تحقق «شهروند ارزشی و برخوردار» را هدف خود قرار داده و بدنبال تامین زندگی خوب برای شهروندان است ، خدمت و اهتمام به حضور و رضایتمندی مردم را نیز راه تحقق آن دانسته و لوازم آن را در قانون اساسی نیز پیش بینی کرده است.
به عبارتی خدمت نباید ابزاری برای کسب و توسعه قدرت باشد. بر اساس این اندیشه راهبردی ، مهم نیست که ما کجا و در چه پستی هستیم ، بلکه مهم این است که در هر موقعیتی که هستیم کار و خدمت صادقانه به مردم را به بهترین شکل ممکن انجام دهیم و همه ظرفیت های موجود مادی ، معنوی و انسانی را با کارآمدی خردمندانه به سمتی هدایت کنیم که مردم احساس برخورداری و رضایت بیشتری بکنند.
در حقیقت ترجمه راهبردی بودن خدمت در اندیشه یک مدیر ، این است که دستیابی و یا استمرار قدرت به قیمت ضعیف تر شدن و یا نارضایتی مردم مشروعیت و مقبولیت ندارد. شاید بهترین کلام در این زمینه را شهید مظلوم دکتر بهشتی بیان کرده باشند که "ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت". این شیفتگی برای خدمت به مردم ، همان راهبردی بودن اندیشه خدمت در فرهنگ مدیریتی انقلاب اسلامی است که من بارها از آن تحت عنوان مدیریت جهادی و بسیجی یاد کرده ام. لذا اگر منحنی نقاط قوت و ضعف کارنامه انقلاب اسلامی ترسیم شود ، نقاط قوت فراوان عملکرد انقلاب قطعا در موقعیت هایی است که خدمت راهبرد اصلی مسئولان و متولیان بوده است.
* به مسائل سیاسی روز بپردازیم. به نظر شما کدامیک از دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب توانایی بیشتری برای تحقق راهبرد مورد نظر شما را دارند؟
- البته در نحوه طرح سوال اشتباهی رایج وجود دارد؛ چرا که هیچ یک از جریانهای موجود سیاسی به تنهایی قادر به تحقق آرمانها و شعارهای انقلاب نیستند. پایایی انقلاب اسلامی نتیجه اصولگرایی و پویایی آن محصول اصلاح طلبی است. معتقدم درک مفهوم اصولگرایی و اصلاح طلبی برای مدیریت کشور دارای اهمیت راهبردی است و مهمترین شاخص های آن را می توان در فرمایشات صریح رهبر معظم انقلاب یافت. مرور مولفه های اصولگرایی و اصلاح طلبی از منظر ایشان اهمیت این تاکید معظم له که "راه صحیح ، اصولگرایی اصلاح طلبانه است" را به عنوان "فرمول حل" مشکلات روشن می کند.
بر این اساس اصولگرایی جریانی مقابل هر یک از جریانهای سیاسی نیست و تقسیم بندی گروههای سیاسی به اصولگرا و اصلاح طلب اشتباه است. چرا که هر کس و هر جریانی که به مبانی انقلاب پایبند باشد ، هر نامی که داشته باشد یک اصولگرا است.
اصلاح طلبی نیز مهمترین مشخصه و ظرفیت پویای فقه اسلامی است. انقلاب اسلامی خود یک حرکت اصلاحی بود و هر حرکتی که در جهت تحکیم پایه های انقلاب و اعمال قانون اساسی مترقی و مدرن ما انجام شود بی شک یک حرکت اصلاحی است. لذا هر کاری که ار لحاظ علمی ، عملی ، دینی ، اخلاقی ، اجتماعی و سیاسی در جهت پیشرفت مردم باشد یک حرکت اصلاحی است که مردم از آن استقبال می کنند.
مهمترین شاخص های اصولگرایی ایمان به هویت اسلامی ، ولایت پذیری ، عدالت طلبی ، آزادی خواهی و آزاد اندیشی ، حفظ استقلال همه جانبه کشور ، تقویت روح خود باوری و اعتماد به نفس ملی، شکوفایی اقتصادی و رسیدگی به رفاه و زندگی مردم است.
مهمترین شاخص های اصلاح طلبی هم ایمان و التزام عملی به همه اصول قانون اساسی ، نوآوری و ابتکار در جهت تحکیم و تعمیق و تقویت آن ، مبارزه همه جانبه با فقر و فساد و تبعیض، پرهیز از افراط و تفریط در همه زمینه ها ، استفاده از ظرفیت و توانمندی طیف های مختلف فکری معتقد به مبانی انقلاب و نیروهای کارامد برای اداره امور کشور است. بنابر این تبعیت از ولی فقیه بر مبنای شرع و قانون اساسی ضرورت اصولگرایی و اصلاح طلبی است.
لذا باور ما این است که آنچه مقتضای اصولگرایی اصلاح طلبانه و یا اصلاح طلبی اصولگرایانه است ؛ تداوم اندیشه ها و آرمانهای حضرت امام (ره) ، پیروی عملی از مجموعه فرامین رهبر معظم انقلاب ، قانون پذیری و تکیه بر خرد جمعی در اداره امور است. رویکردی که ظرفیت های لازم و کافی برای بقا ، بالندگی و تعالی جامعه و توسعه پایدار کشور را در بر دارد و قادر است تا نیازها و آرمانهای اصیل نسل های ایران اسلامی را تامین نماید.
همچنین ما باید بتوانیم از تمام تجربه های غیر منافی با عقل و شرع برای اداره خوب جامعه استفاده کنیم چرا که در ستیز بودن با تجربه های مثبت دیگران عقلانی نیست.
* در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری هستیم. تحلیل شما از شرایط این انتخابات و الزامات آن چیست؟
- در برهه حساس دیگری هستیم و علاوه بر الزامات دهه چهارم انقلاب ، دهه «پیشرفت و عدالت» ، شرایط مختلف داخلی و پیرامونی همه ما را در معرض امتحان قرار داده است. انتخابات ریاست جمهوری به عنوان مهمترین شاخص اداره امور کشور به اتکاء آرای عمومی در پیش است و طبعا مهمترین وظیفه همگانی حفظ و حراست از اصول انقلاب اسلامی ، تحقق آرمانهای امام راحل (ره) و پیروی از کلیه رهنمودهای رهبر معظم انقلاب به منظور تحقق حضور حداکثری و آگاهانه و آزادانه مردم برای انتخاب است.
از سوی دیگر احترام و التزام به خواست مردم تکلیفی شرعی و وظیفه ای قانونی است. چرا که «انتخاب» هدیه انقلاب اسلامی به ملت ایران است و فراتر از آن در اصل 56 قانون اساسی انتخاب یک «حق خداداد» برای مردم است و خداوند متعال انسان را حاکم بر سرنوشت اجتماعی خویش خواسته است.
در نگاهی کلی بر این باورم که مهمتر از حضور افراد و جریانهای سیاسی در صحنه رقابت و کسب قدرت ، پایداری نظام جمهوری اسلامی ، همبستگی ملی و اصل مشارکت عمومی است. نکته ای که دشمن آن را هدف گرفته و هوشیاری کلیه دلسوزان را ضروری می سازد.
* با توجه به انتساب شما به جریان اصولگرایی و مطرح شدنتان به عنوان یکی از مهمترین کاندیداهای انتخابات آینده ، وضعیت رقابتی را چگونه ارزیابی می کنید؟
- تاکید می کنم با تعریفی که رهبر معظم انقلاب از اصولگرایی و اصلاح طلبی دارند ، تلاش می کنم اصولگرایی اصلاح طلب و متعهد به راهبرد «خدمت صادقانه و کارآمدی خردمندانه» باشم .
بدیهی است که خود محوری و به انحصار طلبیدن جریان گسترده اصولگرایی گام زدن در جهت مخالف این جبهه است. مهمترین آفت اصولگرایی نگاه فصلی ، ابزاری و انحصار طلبانه به آن است و هیچ اصولگرایی مصلحت جمعی را فدای سلیقه فردی نمی کند.
از نظر من اصولگرایی واقعی محیطی پرنشاط برای رقابتی تمام عیار و سالم است. رقابت سلیقه های مدیریتی نه اختلاف ، بلکه زمینه ساز پایداری اقبال مردم به اصولگرایی است و لذا رو در رو قرار دادن چهره های اصولگرا جهت گیری به سمت خواست جریانهای غیر ارزشی و غیر مردمی است.
همچنین از بین بردن اعتماد مردم به نیروهای امتحان پس داده کشور و محروم کردن جامعه از ظرفیت مدیریتی نخبگان توانمند و وفادار به نظام ، آنهم با انگ و تخریب ، در نقطه مقابل «پیشرفت و عدالت» و اصولگرایی است. حمایت و تقویت ارکان نظام و دولت جمهوری اسلامی نیز وظیفه ای شرعی و همگانی است اما نباید تفاوت مشی ، روش و نظر را مخالفت وانمود و یا از آن ابزار تفرقه ساخت.
* با توجه به مطالب مختلفی که در خصوص کاندیداتوری جنابعالی مطرح می شود صریحا بفرمائید آیا باید نام محمد باقر قالیباف را در فهرست قطعی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آینده نوشت یا خیر؟
- با توضیحاتی که دادم جواب شما روشن است. بنده هیچگاه داوطلب مقام و مسئولیت نبوده ام و همواره بر اساس وظیفه عمل کرده ام. کارنامه عملکردم نیز در پیشگاه ملت شریف ایران روشن است. لذا اگر چه برای اداره کشور و تحقق جامعه ارزشی و برخوردار یا به عبارتی زندگی برازنده ایرانیان مدل طراحی شده و برنامه مدون دارم ، اما حضورم در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بر تحلیل و تکلیفی استوار بود که در موقعیت فعلی وجود ندارد. بنابر این با جمع بندی شرایط موجود فعلا داوطلب دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیستم.
من می خواهم یکبار دیگر مانند دوران دفاع مقدس و به یاد دوستان و همرزمان شهیدی نظیر شهید باکری ، شهید خرازی ، شهید کاوه و شهید کاظمی ثابت کنم که فرزندان امام و انقلاب شیفته خدمتند نه تشنه قدرت. و تنها موقعی زیر بار سنگین مسئولیت می روند که راه دیگری برای ادای دین خود نداشته باشند.
فقط امیدوارم کسانی که در برابر تلاش شهرداری تهران برای خدمت بیشتر و بهتر به شهروندان به اتهام انتخاباتی بودن مقاومت می کردند ، پاسخ خود را گرفته باشند.
* بدین ترتیب شما پاسخ سوالات بی شمار دیگری را هم دادید و فقط ما می توانیم بپرسیم که مهمترین برنامه شهرداری تهران برای آینده چیست؟
- در یک کلام گفتم : « خدمت صادقانه و کارآمدی خردمندانه ». ضمن ادامه روند پر شتاب فعالیت های جاری ، در چهارچوب ارزش گرایی ، عقلانیت ، اعتدال و کارآمدی برنامه های مفصل دیگری نیز داریم که جزئیات آن ان شاء الله به تدریج بیان خواهد شد. |

دبير كل حزب اسلامي ايرانزمين با اشاره به اين كه شوراي مركزي اين تشكل در مرحله اول به سه كانديدا رسيده است، گفت: گزينه برتر و اول ما در حال حاضر آقاي قاليباف است.
ابوالقاسم رئوفيان، با اشاره به تصميمات جلسه شوراي مركزي اين تشكل اظهاركرد: تصميم داريم در مرحله دوم با اين سه كانديدا نشست چهره به چهره داشته باشيم و از برنامهها و كابينه احتمالي آنها اطلاع كسب كنيم، سپس گزينه نهايي را انتخاب كنيم.
وي با بيان اين كه رييسجمهور آينده بايد برنامهمحور باشد، اظهار كرد: ما امروز بيش از هر چيز نيازمند كار برنامهاي هستيم.
رئوفيان همچنين با بيان اين كه حزب اسلامي ايرانزمين يك حزب اصولگرا و خواهان مشي اعتدال است و منافع ملي برايش از هر چيزي مهمتر است، گفت: ما در جريان تصميمگيري خود در ارتباط با انتخابات با دوستان اصولگرا مذاكره و رايزني ميكنيم و برآيند خرد جمعي براي ما مهم است.
![]() |

مثل پوسترهاي انتخاباتياش در دوره نهم انتخابات رياستجمهوري خندان است و شايد به همان اندازه شيك، كت و شلواري سرمهاي رنگ به تن دارد و سخت مشغول احوالپرسي با همشهريانش است كه ما وارد ميشويم. به زحمت خودمان را از لابهلاي جمعيت به او ميرسانيم. به گرمي از ما استقبال ميكند. قرار مصاحبه ما با سردار ديروز جبههها درباره سالهاي دفاع مقدس و خاطرات او از همرزمانش است اما پيدا كردن دكتر محمدباقر قاليباف و مهياشدن فضايي براي مصاحبه وسوسهمان ميكند كه پيشنهاد مصاحبهاي متفاوت با قرار قبلي را بدهيم. مسائل روز، انتخابات و اوضاع كشور. ميخندد و ميگويد هرطور شما مايليد انتخاب با شما. كمكم دور و برمان خلوتتر ميشود و مصاحبه را در عصر پنجشنبهاي در ساختماني چند طبقه در مشهد آغاز ميكنيم. ساختماني با رفتوآمدهاي فراوان كه گاه در ميان مصاحبه نيز متوجه ورود عدهاي ديگر از ميهمانان ميشويم. انگار شبيه جلسههاي تجديد بيعت است. قاليباف صريحتر از آنچه فكرش را ميكرديم پاسخ سئوالهاي ما را ميدهد. البته ما هم سعي كرديم با سئوالاتي مصداقي و صريح او را به چالش بكشيم. قائل به تفكيك كار ملي و محلي از همديگر است و معتقد است ساختار اداري و سياسي كشور بين اين دو تفكيكي ندارد و سفرهاي استاني دولت نيز اين مسئله را تشديد كرده است. مخالف پرداخت نقدي يارانههاست و ميافزايد:«مطمئن باشيد طرح تحول اقتصادي نيز در عرصه اجرا به سرنوشت تبصره 13 گرفتار خواهد شد.» مصاحبه با دكتر محمدباقر قاليباف شهردار فعلي تهران، فرمانده سابق نيروي انتظامي و كانديداي انتخابات نهم رياستجمهوري به حوزههاي ديگري نيز كشيده شد: مسائل شهري تهران، سياست خارجي، هولوكاست، چشمانداز روابط ايران و آمريكا، اصل 44، سهام عدالت، هزينههاي انتخابات رياستجمهوري نهم و ... پاسخ قاطعي به سئوال ما درباره احتمال كانديداتورياش در انتخابات رياستجمهوري دهم نميدهد و ما هم خيلي اصرار نداريم روي اين سئوال مانور بدهيم. نميدانم شايد فضايي كه مصاحبه ما با دكتر قاليباف انجام شد و رفتوآمدهاي مكرر ميهمانان و ساختماني كه انگار شبيه ستادهاي انتخاباتي بود ناخواسته پاسخ سئوال ما را در خود داشت.
مطابق اين نظرسنجي در تهران 57 درصد مردمي كه تصميم گرفته بودند به خاتمي رأي دهند ، به قاليباف گرايش دارند و اين درصد در كلانشهرهاي كشور نيز با 49 درصد به سود قاليباف است . به اين ترتيب به نظر مي رسد محمد باقر قاليباف با قطعي شدن انصراف خاتمي از انتخابات ، بخش مهمي از سبد آراي وي را به خود اختصاص داده است.
يك موسسه معتبر نظر سنجي طي روزهاي گذشته با نظر سنجي از مردم تهران و برخي شهرستانها درباره اين پرسش كه « در صورت انصراف خاتمي از كدام نامزد حمايت مي كنيد » تحقيقاتي انجام داده است كه نتايج آن جالب توجه است .
بنا به اين گزارش ، درصد حاميان خاتمي كه به قاليباف رأي مي دهند 57 درصد است و 29 درصد نيز به مير حسين موسوي گرايش دارند . مابقي نيز كه مجموعاً حدود 14 درصد حاميان خاتمي را تشكيل مي دهند از ميان گزينه هاي نظر سنجي ، گزينه هايي چون هنوز تصميم نگرفته ام ، در انتخابات شركت نمي كنم و يا مهدي كروبي را انتخاب كرده اند . نکته قابل توجه آنکه حج بسیار بالایی از قشر متوسط جامعه به دکتر قالیباف گرایش دارند.
به نظر می رسد، اقدامات اساسی، زیربنایی و وعده های عملگرایانه دکتر محمد باقر قالیباف، شهردار عملگرای تهران در شهرداری تهران و تحولات اساسی صورت گرفته در شهر تهران از زمان حضور وی در مسند شهرداری تهران و همچنین سابقه درخشان دکتر قالیباف در نیروی انتظامی و متحول کردن نیروی انتظامی در سراسر کشور در آن دوره، توجه قشر متوسط جامعه ایران را به سمت محمد باقر قالیباف معطوف کرده است.

متن کامل پیام دکتر محمدباقر قالیباف به شرح زیر است:
"آمد بهار خرم و آمد رسول یار..."
آغاز سال نو و فرارسیدن بهار طبیعت و نوروز باستانی را به همه هموطنان عزیزم به خصوص شهروندان عزیز تهرانی تبریک و شادباش عرض نموده و در سال پیش رو برای تمام ملت شریف ایران ، بل خطه نوروز از ایران و آذربایجان تا افغانستان و تاجیکستان سالی توام با عزت و سربلندی همراه با سلامتی و آسایش آرزو می کنم.
آغاز سال جدید ، موسم تجدید عهد ما با بهار و بهار آفرین است و پیوند دوباره با آرمان ها و آرزومایمان.
بهار فصل نو شدن و تولد دوباره است و نوروز نشانه آغاز است و تحول ؛ آغاز راهی جدید برای نیل به آرزوهای کهن. بهار فصل غباروبی از آرزوی دیرینه مردم ما برای نیل به پیشرفت و عدالت است و تنها تحقق این آرزو است که بهار را برای همیشه در این سرزمین جاودانه خواهد ساخت.
نوروز همچنین برای ملت ما الگویی از همدلی و مهربانی به عنوان تنها رمز پیروزی و بهروزی است.ملت ما با همدلی و همبستگی ، سختی ها و مصایب فراوانی را پشت سر گذاشته است. ملت شریف ایران با وحدت و همدلی توانسته است در طول قرن ها و اعصار گذشته بارها از هویت ملی و اسلامی خود در برابرآسیب ها و تهدیدات بی شمار دفاع کرده و از تمدن بزرگ و تاریخ ساز خود با رشادت و آگاهی پاسداری نماید.
انقلاب شکوهمند اسلامی و هشت سال مقاومت دلیرانه فرزندان این آب و خاک از میهن اسلامی مان ، تنها دو نمونه از ثمرات و برکات بی بدیل این وحدت و همدلی در تاریخ معاصر ماست و سزاست که بر امام شهیدان و شهیدانمان درود فرستیم.
اینک و در آستانه سال های بلوغ و بالندگی ایران اسلامی ، بار دیگر نیازمند وحدت و همدلی همه مردم ایران برای تحقق آرزوها و آرمان های مشترک مان هستیم . نوروز که موسم نزدیکی و پیوند دلها و آرزوهاست فرصت مناسبی است تا با یکدیگر عهد و پیمان ببندیم که تا رسیدن به ایرانی آباد ، مستقل و توسعه یافته و تحقق یک زندگی توام با معنویت ، آرامش و امید ، لحظه ای از تلاش و کوشش دست برنداریم.
در آغاز سال جدید آرزوی ما برای همه شهروندان عزیز تهرانی ، زندگی در شهری اخلاقی ، زیبا ، ایمن ، شاد ، آباد و توسعه یافته است . آرزوهای ما برای تهران و شهروندان آن ، از جنس رویا و شعار نیست بلکه اهداف به دقت برنامه ریزی شده ای هستند که در سال جدید با قاطعیت و پشتکار در جهت تحقق آنها تلاش خواهیم نمود.
بسیاری از رویاها و آرزوهای گذشته ما درباره تهران ، امروز به واقعیت تبدیل شده اند و بنده امیدوارم و بر این امید خویش تعهد و باور دارم که تهران در آینده ، شهری بسیار فراتر از آرزوها و رویاهای امروز ما خواهد بود. در آینده ای که در سایه الطاف الهی چندان دور نخواهد بود ، پایتخت ایران اسلامی به شهر توسعه یافته و آکنده از معنویتی تبدیل خواهد شد که شایسته حیات طیبه اسلامی و مامنی برای خود شکوفایی همه جان های آزاده باشد.
به امید آنکه در سایه همدلی و همراهی همه شهروندان و مسئولان ، سال آینده در شهری با اخلاق تر ، زیباتر ، ایمن تر ، توسعه یافته تر ، آباد تر و شاداب تر از امروز به استقبال بهار بنشینیم ، و حالی احسن از امروز داشته باشیم .
در این عید سعید باستانی و در نخستین بهار از دهه چهارم انقلاب اسلامی ، و با امید به فردایی بهتر و بهاری پربارتر ، بر آستان آفریدگار یگانه سر به سجده شکر می گذاریم و فروتنانه از او طلب می کنیم که :"یا مقلب القلوب و الابصار ، یا مدبر اللیل و النهار ، یا محول الحول و الاحوال ، حول حالنا الی احسن الحال".